ترجمه "katil" به فارسی
بستر, رختخواب, تخت بهترین ترجمه های "katil" به فارسی هستند.
katil
noun
-
بستر
nounPada suatu hari, anak perempuannya jatuh sakit dan terpaksa berbaring di atas katil.
روزی دختر او بیمار میشود و در بستر میافتد.
-
رختخواب
nounAda orang yang berada di rumah yang tidak berupaya untuk bangun dari katil.
کسانی در خانه هایشان هستند که قادر نیستند از رختخواب شان بلند شوند.
-
تخت
nounSaya sering kali terlalu letih sehingga tidak dapat bangun dari katil.
اغلب احساس میکنم که توانایی بلند شدن از تخت را ندارم.
-
ترجمه های کمتر
- تختخواب
- جا
- موقعیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " katil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Katil
-
تختخواب
Membunuh lelaki itu dan isterinya di atas katil.
مرد و زنش رو توي تختخواب کشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن