ترجمه "kecil" به فارسی

كوچِک, کوچک, که بهترین ترجمه های "kecil" به فارسی هستند.

kecil adjective
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • كوچِک

  • کوچک

    noun

    Pada pagi buta kami sampai di sebuah pekan kecil.

    در نزدیکی صبح، به دهکدهای کوچک رسیدم و از ماشینباری پیاده شدیم.

  • که

    adjective

    Saya ingati ketika kecil duduk bersama keluarga dalam satu pertemuan Sakramen.

    بعنوان یک پسرجوان بیاد دارم که در یک جلسۀ آئین شام با خانواده ام نشسته بودم.

  • ترجمه های کمتر

    • خرد
    • اولاد
    • تراشنده
    • جوانک
    • زاده
    • زادو ولد
    • فرزند
    • لاغر
    • منگنه
    • نابالغ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kecil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kecil" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kecil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه