ترجمه "keluarga" به فارسی
خاندان, خانواده, خانوادَه بهترین ترجمه های "keluarga" به فارسی هستند.
keluarga
noun
-
خاندان
nounKita telah nikmati keamanan selama beratus tahun dibawah pemerintahan keluarga beta.
ما سالها از زندگی صلح آمیز ، طبق قوانین خاندان من لذت بردیم
-
خانواده
nounگروهی از مردم که با هم خویشانوند نزدیک هستند
Mengenai perbezaan besar, andaikan seorang ahli keluarga tinggal bersama seseorang tetapi belum berkahwin.
برای مثال اختلافات بزرگ، فرض کنید که یکی از اعضای خانواده با جنس مخالف زندگی می کند.
-
خانوادَه
noun
-
ترجمه های کمتر
- خویشاوندی
- فامیل
- ارتباط
- اقوام
- اهل بیت
- بستگی
- تیره
- خانگی
- خویشان
- خویشی
- شاخه
- عائله
- عشیره
- قبیله
- قوم و خویش
- قوم و خویشان
- قوم و خویشی
- مستخدمین خانه
- مقوله
- نزدیکان
- گونه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " keluarga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Keluarga
-
تیره
noun
عباراتی شبیه به "keluarga" با ترجمه به فارسی
-
تبارنامه
-
ایمنی خانواده
-
دودمانه
-
خانواده دورسلی
-
خانوادههای زبانی
-
اسم خانوادگی · اسم فامیل · لقب · نام خانوادگی · نام فامیلی · کنیه
-
دودمانه
-
تبارنامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن