ترجمه "kemarau" به فارسی
خشکسالی, تشنگی, تنگی بهترین ترجمه های "kemarau" به فارسی هستند.
kemarau
-
خشکسالی
nounContohnya, semasa Israel dilanda kemarau, Yehuwa memberikan makanan dan air kepada Elia.
در مدتی که در اسرائیل خشکسالی شدید بود، یَهُوَه برای ایلیّا خوراک و آب فراهم کرد.
-
تشنگی
noun -
تنگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- خشک سالی
- خشکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kemarau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kemarau
-
خشکسالی
nounKemarau telah melanda seluruh negara itu selama berbulan-bulan. Para saudara berfikir bahawa konvensyen itu harus dibatalkan.
برای ماهها کل آن کشور دچار خشکسالی شدیدی شده بود و به نظر میرسید که کنگره لغو شود.
تصاویر با "kemarau"
عباراتی شبیه به "kemarau" با ترجمه به فارسی
-
فصل خشک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن