ترجمه "kenangan" به فارسی
بازتاب اشعه, خاطره, وقفه زمانی بهترین ترجمه های "kenangan" به فارسی هستند.
kenangan
-
بازتاب اشعه
noun -
خاطره
nounSungguhpun begitu, merintis di Kent telah membawa kenangan manis.
با تمام این وقایع، خاطرات شیرینی از خدمت پیشگامی در کنت برایم باقی مانده است.
-
وقفه زمانی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kenangan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kenangan" با ترجمه به فارسی
-
اثر · جایزه · خاطره · ره اورد · سوغات · عتیقه · غنائم · یادگاری
-
اثر · تذکر · خاطره · ره اورد · سوغات · عتیقه · مجلس تذکر · یادبود · یادگار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن