ترجمه "kening" به فارسی
ابرو, برو, پیشانی بهترین ترجمه های "kening" به فارسی هستند.
kening
noun
دستور زبان
-
ابرو
nounApa kau boleh buat, si kening hodoh?
تو ميخواي درباره ش چکار کني ، آقاي گُل ابرو ؟
-
برو
Kamu akan cabut bulu kening pula selepas ini, bukan, Byron?
بعدش آبروهاش رو می زنی ، درسته ، " بایرن " ؟
-
پیشانی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kening " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kening" با ترجمه به فارسی
-
مرغ حق سینهسفید
-
ابرو
-
ابرو · پیشانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن