ترجمه "kepung" به فارسی
محاصره, محاصره کردن بهترین ترجمه های "kepung" به فارسی هستند.
kepung
-
محاصره
nounAku sudah arahkan bangunan ini di kepung, tuan
افرادِ من دارن ساختمون رو محاصره می کنن ، قربان.
-
محاصره کردن
verbRasanya mereka dah kepung sebahagian dari bandar lama itu.
به نظر ميرسه دور تا دورِ شهر رو احاطه ( محاصره ) کردن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kepung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن