ترجمه "kerajaan" به فارسی
حکومت, دولت, پادشاهی بهترین ترجمه های "kerajaan" به فارسی هستند.
kerajaan
noun
-
حکومت
nounApabila beliau mangkat, budak kecil itu akan menjadi Raja kepada kerajaan diluar kawalannya.
وقتي اون مرد ، پسرش خواهد آمد و اون نميتونه يه حکومت رو پادشاهي کنه
-
دولت
nounIa sebuah muzium yang sangat popular sekarang. Saya telah membina sebuah monumen yang besar untuk kerajaan itu.
و حالا این موزهی بسیار مشهوریست، و من برای دولت یک بنای یادبود بزرگی درست کردم.
-
پادشاهی
nounKerja rohani untuk membantu orang lain datang ke kerajaan Tuhan merupakan usaha berkumpulan.
کار روحانی کمک برای آوردن کسی به پادشاهی خدا یک تلاش گروهی است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kerajaan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kerajaan" با ترجمه به فارسی
-
سازمان غیردولتی · سازمان مردمنهاد
-
داستان عاشقانه سهپادشاهی
-
عباسیان
-
پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی
-
خلفای فاطمی
-
رئیس حکومت
-
شرکت دولتی
-
اوراق قرضه دولتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن