ترجمه "kerap" به فارسی
اغلب, بارها, بسامد بهترین ترجمه های "kerap" به فارسی هستند.
kerap
-
اغلب
nounNamun, beberapa tahun akhir kehidupannya sangat mencabar, dan dia kerap keluar masuk hospital.
امّا، چند سال آخر عمرش، چالش انگیز بودند، و او اغلب در بیمارستان بسر برد.
-
بارها
adverbBerapa kerap awak berjumpa anjing berkepala tiga itu?
مگه آدم چند بار به يك سگ سه سر برميخوره ؟
-
بسامد
noun
-
ترجمه های کمتر
- تکرار شونده
- زود زود
- فرکانس
- مکرر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kerap " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kerap" با ترجمه به فارسی
-
تکرار شونده · زود زود · مکرر
-
سؤالات رایج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن