ترجمه "kerbau" به فارسی
گاومیش, بوفالو, گاو وحشی بهترین ترجمه های "kerbau" به فارسی هستند.
kerbau
noun
-
گاومیش
noun -
بوفالو
Saya perlukan kulit kerbau ni. Mayat tu tak perlukannya.
من به اين پوستِ بوفالو نياز دارم.نه اون سرخپوستِ مرده
-
گاو وحشی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kerbau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kerbau
-
گاومیش
nounگونهای از گاومیشهای آسیایی
عباراتی شبیه به "kerbau" با ترجمه به فارسی
-
قار میانجثه
-
مینای معمولی
-
کرگدن سوماترایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن