ترجمه "keringat" به فارسی

خوی, عرق, عرق بدن بهترین ترجمه های "keringat" به فارسی هستند.

keringat noun
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوی

    noun
  • عرق

    noun

    Pernah sekali, para pegawai itu dibasahi keringat, dan habuk melekat pada baju mereka.

    یک بار که هوا خیلی گرم بود ماریا دید که مأموران عرق میریزند و کت و شلوارشان خاکی شده است.

  • عرق بدن

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عرق ریزی
    • کارسخت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " keringat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "keringat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه