ترجمه "kertas" به فارسی
کاغذ, كاغذ, کاغذی بهترین ترجمه های "kertas" به فارسی هستند.
kertas
noun
-
کاغذ
nounIni bangunan sementara pertama yang dibina daripada kertas.
و این اولین بنای موقتی بود که از کاغذ ساخته شده بود.
-
كاغذ
Ia menyeludup tulisan ini keluar Rom, dicetak di Belanda di atas kertas lontar, lihat?
قاچاقي از رم خارج مي شه و كتاب رو در هلند روي كاغذ پاپيروس به صورت جزوه چاپ مي كنه
-
کاغذی
adjectiveKepingan kertas tar tertanggal setiap kali mereka berpindah.
هر بار که اتومبیل حرکت میکرد تکههایی از دیوارهای کاغذی کنده میشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kertas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kertas
-
کاغذ
noundpi, Foto, Kartrij Hitam + Warna, Kertas Foto
۶۰۰ نقطه در اینچ ، عکس ، سیاه + کارتریج رنگ ، کاغذ عکس
تصاویر با "kertas"
عباراتی شبیه به "kertas" با ترجمه به فارسی
-
کاغذ کاربن
-
اسکناس · پشت سبز
-
اندازه کاغذ
-
اسکناس
-
جوهر خشک کن
-
نوار تحریر
-
بافت · بافته · نسج
-
جوهر خشک کن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن