ترجمه "kerusi" به فارسی

صندلی, کرسی, صندلی بهترین ترجمه های "kerusi" به فارسی هستند.

kerusi noun
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • صندلی

    noun

    Dia buta, mempunyai masalah pendengaran, dan memerlukan kerusi roda untuk bergerak.

    او نابینا بود، قدرت شنوایی او نیز بسیار ضعیف بود همچنین نیاز به صندلی چرخدار داشت.

  • کرسی

    noun

    Dengarkanlah ia dan tumpukanlah perhatian, atau ianya akan berdiri menentangmu di kerusi penghakiman Kristus.

    به آنها گوش دهید و توجّه کنید، وگرنه آنها در کرسی داوری مسیح علیه شما می ایستند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kerusi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kerusi
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • صندلی

    noun

    Dia buta, mempunyai masalah pendengaran, dan memerlukan kerusi roda untuk bergerak.

    او نابینا بود، قدرت شنوایی او نیز بسیار ضعیف بود همچنین نیاز به صندلی چرخدار داشت.

تصاویر با "kerusi"

عباراتی شبیه به "kerusi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kerusi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه