ترجمه "kilang" به فارسی
کارخانه, فابریکه, کارگاه بهترین ترجمه های "kilang" به فارسی هستند.
kilang
noun
دستور زبان
-
کارخانه
nounWalaupun dia bekerja di kilang, dia berjimat dan menggembara ke Eropah.
با وجود اینکه در یک کارخانه کار میکرد، او تمامی پولش را برای سفر به اروپا پسانداز کرد.
-
فابریکه
noun -
کارگاه
nounBeberapa lelaki yang kerja di kilang juga menghadiri perjumpaan lalu menerima kebenaran.
به علاوه، چند مرد دیگر که در کارگاه چوببری کار میکردند به جمع ما پیوستند و حقایق کتاب مقدّس را پذیرفتند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kilang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kilang
-
کارخانه
nounKilang senjata Hardshaw Heist, 1968.
سرقت در کارخانه اسلحه سازي هاردشو سال 1968
اضافه کردن مثال
اضافه کردن