ترجمه "kimono" به فارسی

کیمونو, کیمونو بهترین ترجمه های "kimono" به فارسی هستند.

kimono
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیمونو

    noun

    Saudari Ishii bersama Saudari Sakiko Tanaka memakai kimono dan pergi melawat pegawai tinggi kerajaan.

    خواهر ایشی و خواهری مسن به نام ساکیکو برای دیدار از مقامات دولتی، لباس رسمی ژاپن کیمونو به تن میکردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kimono " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kimono
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیمونو

    لباس سنتی ژاپن

    Saudari Ishii bersama Saudari Sakiko Tanaka memakai kimono dan pergi melawat pegawai tinggi kerajaan.

    خواهر ایشی و خواهری مسن به نام ساکیکو برای دیدار از مقامات دولتی، لباس رسمی ژاپن کیمونو به تن میکردند.

اضافه کردن

ترجمه های "kimono" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه