ترجمه "klinik" به فارسی

درمانگاه, کلینیک بهترین ترجمه های "klinik" به فارسی هستند.

klinik
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • درمانگاه

    noun

    kemudahan penjagaan kesihatan, terutamanya menfokuskan penjagaan pesakit luar

    Ada klinik dalam kapal ini, dan dia tahu cara nak buat.

    ما اینجا روی کشتی یه درمانگاه داریم و اون شخص بلده بهش رسیدگی کنه.

  • کلینیک

    Penjaga mengesan cetakan itu sehingga ke klinik perubatan.

    نگهبانها ردش رو تا یه کلینیک پزشکی گرفتن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " klinik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "klinik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه