ترجمه "kolonel" به فارسی

سرهنگ, کلنل, سرهنگ بهترین ترجمه های "kolonel" به فارسی هستند.

kolonel
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرهنگ

    noun

    Bapanya adalah seorang kolonel, terbunuh dalam perniagaan tu di Waziristan.

    پدرش يه سرهنگ بوده... که در جنگ " وزيرستان " کشته شده.

  • کلنل

    Aku bukan meminta, Kolonel.

    من از شما درخواست نکردم ، کلنل داشتم انتظاراتمُ بهتون ميگفتم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kolonel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kolonel
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرهنگ

    noun

    افسر ارشد نظامی

    Maafkan bahasa aku, Kolonel, tapi kau memang ada telur.

    معذرت مي خوام که اين حرف رو مي زنم سرهنگ ، ولي شما خيلي خايه داريد.

عباراتی شبیه به "kolonel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kolonel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه