ترجمه "kubu" به فارسی
اجازه نامه, ارک, استحکام بهترین ترجمه های "kubu" به فارسی هستند.
kubu
-
اجازه نامه
noun -
ارک
noun -
استحکام
nounPresiden Snow telah menarik semula anggota pengaman untuk mempertahankan kubu pusat bandar.
رئيس جمهور اسنو تمامي صلح بان ها رو براي استحکام مرکز شهر جمع آوري کرده
-
ترجمه های کمتر
- استحکامات
- استحکامات نظامی
- اسکله بندر
- بارو
- بجای
- جا
- خاکریز
- خوابگاه کشتی
- در عوض
- دژ
- دیواره سد
- سنگر
- سیاه
- قلعه
- قلعه نظامی
- قوی
- محل
- محل امن
- مزرعه
- مسکن
- موج شکن
- پادگان
- پروانه
- پناه
- یادداشت مختصر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kubu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kubu" با ترجمه به فارسی
-
ارگ
-
سنگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن