ترجمه "kuku" به فارسی
ناخن, سم, میخ بهترین ترجمه های "kuku" به فارسی هستند.
kuku
noun
-
ناخن
nounTapi awak tak ada kuku panjang dan wajah yang berparut.
اما ناخن هاي شما بلند نيست و صورتتون هم زخمي نيست...
-
سم
noun -
میخ
nounSaya ada kuku di kaki saya.
یه میخ رفت تو پام
-
ترجمه های کمتر
- پای کوبیدن
- چنگال
- کفشک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kuku " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kuku
-
ناخن
nounTapi awak tak ada kuku panjang dan wajah yang berparut.
اما ناخن هاي شما بلند نيست و صورتتون هم زخمي نيست...
عباراتی شبیه به "kuku" با ترجمه به فارسی
-
دودکش · لوله بخار
-
بوته حنا · حنا
-
بندانگشتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن