ترجمه "kumpulan" به فارسی
گروه, اجتماع, ازدحام بهترین ترجمه های "kumpulan" به فارسی هستند.
kumpulan
-
گروه
nounTapi saya ada pemberi maklumat, seorang skinhead dalam kumpulan samseng.
ولی من یه خبرچین دارم. یه کچل تو یه گروه.
-
اجتماع
nountetapi pada kemampuan untuk bekerjasama secara fleksibel dalam kumpulan besar.
بلکه با توانایی همکاری انعطاف پذیر انسانها در اجتماع به دست آمدهاند.
-
ازدحام
noun
-
ترجمه های کمتر
- استحکام
- انباشتگی
- انبوه مردم
- انجمن
- بخش
- برج
- توده
- توده کاه
- ثبات
- جمعیت
- خدم وحشم
- دسته
- دودکش
- دوستان
- رسته
- زیاد
- سازگاری
- سیل کلمات
- سیلاب
- شلوغی
- صورت فلکی
- فراوان
- فراوانی
- محیط
- مختصر
- مزرعه اشتراکی
- مقوله
- ملت زمین
- ملتزمین
- ناوگان
- همراهان
- کوه
- کوهستان
- کوهستانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kumpulan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kumpulan
-
گروه (ریاضی)
-
گروه ها
Kebolehan kumpulan yang datang dari kawasan ini adalah perdagangan wanita.
کار اختصاصیه این گروه ها که از اون ناحیه میان ، قاچاق و فروش زنهاست.
عباراتی شبیه به "kumpulan" با ترجمه به فارسی
-
نظریه گروهها
-
گروه واحد ویژه
-
محفل ققنوس
-
گروه پخش جهانی صندوق پستی فعال شده
-
گروه ذخیره سازی
-
گروه خانگی
-
گروه پخش
-
گروه سفارشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن