ترجمه "kuning" به فارسی
زرد, zard, اصفر بهترین ترجمه های "kuning" به فارسی هستند.
kuning
adjective
noun
-
زرد
nounSaya dah beritahu isteri saya yang kuning bukanlah warna lelaki.
به همسرم گفتم زرد رنگ مردونه اي نيست.
-
zard
-
اصفر
noun
-
ترجمه های کمتر
- زردی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kuning " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kuning
-
زرد
adjectiveSaya dah beritahu isteri saya yang kuning bukanlah warna lelaki.
به همسرم گفتم زرد رنگ مردونه اي نيست.
تصاویر با "kuning"
عباراتی شبیه به "kuning" با ترجمه به فارسی
-
طوطیکاکلی کاکلزری
-
جغد ماهیخوار مالای
-
زرده · زرده تخم مرغ
-
سینهسرخ پیسه دمحنایی
-
تب زرد
-
صعوه
-
برنج
-
هوانگ هو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن