ترجمه "kurus kering" به فارسی
استخوانی, رام نشده, لاغری بهترین ترجمه های "kurus kering" به فارسی هستند.
kurus kering
-
استخوانی
adjectiveKemudian, beta nampak tujuh ekor lembu yang kurus kering.
بعد هفت گاو لاغر و استخوانی دیدم.
-
رام نشده
adjective -
لاغری
noun -
نحیف
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kurus kering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن