ترجمه "ladang" به فارسی
کشتزار, تماشاخانه, جلگه بهترین ترجمه های "ladang" به فارسی هستند.
ladang
-
کشتزار
nounRut berasa gelisah kerana mengumpulkan sisa tuaian di ladang orang yang tidak dikenalinya.
روت که در کشتزار یک مرد بیگانه خوشهچینی میکرد، نگران و نامطمئن بود.
-
تماشاخانه
noun -
جلگه
noun
-
ترجمه های کمتر
- میدان نیرو
- هامون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ladang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ladang
-
کشتزار
Rut berasa gelisah kerana mengumpulkan sisa tuaian di ladang orang yang tidak dikenalinya.
روت که در کشتزار یک مرد بیگانه خوشهچینی میکرد، نگران و نامطمئن بود.
عباراتی شبیه به "ladang" با ترجمه به فارسی
-
مزرعهٔ حیوانات
-
خانه رعیتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن