ترجمه "lampin" به فارسی

دستمال, دستمال سفره, لول بهترین ترجمه های "lampin" به فارسی هستند.

lampin
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستمال

    noun

    Kalaulah saya ada melempar kerusi, atau, Tuhanku, kalaulah saya ada lemparkan lampin, tentu ia sudah terpampang di serata akhbar.

    اگه من یه صندلی پرت میکرد, یا, خدای من, اگه یه دستمال من پرت میکردم, توی همه ی روزنامه ها میبودش

  • دستمال سفره

    noun
  • لول

    noun
  • چموش

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lampin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lampin" با ترجمه به فارسی

  • دستمال · دستمال سفره · لول · چموش
اضافه کردن

ترجمه های "lampin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه