ترجمه "lawan" به فارسی
جنگیدن, خصم, دشمن بهترین ترجمه های "lawan" به فارسی هستند.
lawan
-
جنگیدن
verb -
خصم
noun -
دشمن
nounTheoden tidak lagi kenal antara kawan atau lawan.
تئودن دیگه دوست رو از دشمن تشخیص نمیده
-
ترجمه های کمتر
- رقیب
- ضد
- عدو
- مبارز
- مخالف
- مسابقه
- منافی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lawan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lawan" با ترجمه به فارسی
-
پاسخ جنگ و گریز
-
قانون گل زده در خانه حریف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن