ترجمه "lembah" به فارسی

دره, وادی, باتلاق بهترین ترجمه های "lembah" به فارسی هستند.

lembah
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دره

    noun

    Misi, aku menemui jejak kehidupan berdekatan lembah barat.

    مرکز من دارم نشونه هاي زيستي رو جايي در نزديکي دره هاي غربي دريافت ميکنم.

  • وادی

    noun

    24 Dan terjadilah bahawa mereka meninggalkan lembah itu, dan melakukan perjalanan mereka ke padang belantara.

    ۲۴ و چنین گذشت که آنها از وادی به بیرون روانه شدند، و سفرشان را در بیابان ادامه دادند.

  • باتلاق

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بازه
    • خلیف
    • دره کوچک
    • ماهور
    • مرداب
    • میانکوه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lembah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lembah
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دره

    noun

    Selatan Lembah Gyrosphere, antara taman lama dan kandang burung.

    جنوبِ دره جايروسفير ، بين پارک قديمي و تالار پرنده ها.

اضافه کردن

ترجمه های "lembah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه