ترجمه "lembut" به فارسی

ابریشمی, احساس, تمایل بهترین ترجمه های "lembut" به فارسی هستند.

lembut
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابریشمی

    adjective
  • احساس

    noun

    Namun, laporan itu juga menyatakan, “Mamalia sangat lembut dan penyayang, terutamanya semasa menjaga anak kecil sendiri.”

    در ادامهٔ گزارش آمده است که پستانداران به خصوص در دوران پرورش بچههایشان احساس عاطفی شدیدی نمایان میسازند.

  • تمایل

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عاطفه
    • مخملی
    • نازک
    • نرم
    • چرب و نرم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lembut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lembut" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lembut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه