ترجمه "lidah" به فارسی
زبان, اصطلاحات خاص, کارد بهترین ترجمه های "lidah" به فارسی هستند.
lidah
noun
-
زبان
nounJika kita gagal mengekang lidah, kita mungkin menyalakan api besar dalam sidang.
اگر زبان خود را مهار نکنیم ممکن است آتشی مجازی را در جماعت شعلهور سازیم.
-
اصطلاحات خاص
noun -
کارد
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lidah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lidah
-
زبان
nounیک عضو از بدن
Jika kita gagal mengekang lidah, kita mungkin menyalakan api besar dalam sidang.
اگر زبان خود را مهار نکنیم ممکن است آتشی مجازی را در جماعت شعلهور سازیم.
عباراتی شبیه به "lidah" با ترجمه به فارسی
-
زبان کوچک
-
سرمقاله
-
اوراق کردن · جدال کردن · دعوی کردن · مناظره کردن · نزاع کردن
-
زبان چنگالی
-
صدا بلند · گزافه گوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن