ترجمه "lif" به فارسی
آسانسور, بالابرنده, آسانسور بهترین ترجمه های "lif" به فارسی هستند.
lif
-
آسانسور
nounMaka, dia mengambil kesempatan untuk memberikan kesaksian kepada mereka di lobi atau dalam lif.
او در راهروی ورودی یا آسانسور از موقعیت برای گفتگوی روحانی با ساکنین آنجا استفاده میکند.
-
بالابرنده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lif " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lif
-
آسانسور
nounLif ini akan mengalami perubahan seketika dalam graviti.
در این آسانسور گذشت لحظه ای در گرانش را تجربه خواهید کرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن