ترجمه "ludah" به فارسی
تف, دشنه, بزاق بهترین ترجمه های "ludah" به فارسی هستند.
ludah
verb
دستور زبان
-
تف
nounSaya tak mahu ada pelayan ludah dalam kopi saya.
من نميخوام بهشون کمک کني که توي قهوه ام تف کنن
-
دشنه
noun -
بزاق
noun
-
ترجمه های کمتر
- بلغم
- تف کردن
- خلط
- خلط سینه
- ماده لزج
- مخاط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ludah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ludah" با ترجمه به فارسی
-
تفاندازان
-
بزاق · تف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن