ترجمه "maharaja" به فارسی
امپراتور, امپراطور, مهاراجه بهترین ترجمه های "maharaja" به فارسی هستند.
maharaja
-
امپراتور
nounAgrippina menyuruh Burrus dan Seneca membantu Nero bersedia untuk menjadi maharaja.
آگریپینا پسر جوان خود، نِرون را برای امپراتور شدن به سرپرستی دو معلّم آماده کرد.
-
امپراطور
nounAku yakin bahawa Maharaja sendiri ingin tahu siapa yang begitu bermurah hati terhadap utusannya.
مطمئنم که امپراطور ما میخواد بدونه چه کسی با نمایندش خوش رفتاری کرده!
-
مهاراجه
adjective noun -
پادشاه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maharaja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "maharaja" با ترجمه به فارسی
-
دارکوب امپراطور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن