ترجمه "makanan" به فارسی
خوراک, غذا, بچه مگس بهترین ترجمه های "makanan" به فارسی هستند.
makanan
noun
-
خوراک
nounGalakkan semua untuk memanfaatkan makanan rohani yang tersedia bagi mereka.
همگان ترغیب شوند که از خوراک روحانیای که در اختیار دارند، بهخوبی استفاده کنند.
-
غذا
nounDapatkah anda membantu menyediakan makanan atau jamuan ringan untuk mereka?
یک راه این است که آنان را برای صرف غذا یا تنقلات به منزلمان دعوت کنیم.
-
بچه مگس
noun
-
ترجمه های کمتر
- تدارکات
- تغذیه
- تهیه کردن
- جان کندن
- خواربار
- خورش
- رزق
- رساندن
- طعام
- قوت
- قوت لایموت
- قیود
- لزوم
- معاش
- مقررات
- نویسنده مزدور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " makanan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Makanan
-
خوراک
nounMakanan rohani kini boleh didapati dalam lebih daripada 700 bahasa.
امروزه خوراک روحانی به شکلهای مختلف به بیش از ۷۰۰ زبان موجود است.
عباراتی شبیه به "makanan" با ترجمه به فارسی
-
بهرهوری
-
انرژی مواد خوراکی
-
تطبیق · خوراک مختصر · مقابله · مقایسه
-
خوراک دریایی
-
فائو
-
زنجیره غذایی
-
ایمنی غذایی
-
خوردنیهای تابو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن