ترجمه "mata" به فارسی

چشم, tschaschm, اجر بهترین ترجمه های "mata" به فارسی هستند.

mata noun دستور زبان
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چشم

    noun

    Sungguh tidak sopan, bincang dengan tidak melihat mata mereka.

    نگاه نکردن به چشم مردم خيلي گستاخانه ست.

  • tschaschm

  • اجر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اجرت
    • حقوق
    • حقوق ماهیانه
    • دخل
    • درآمد
    • دسترنج
    • دستمزد
    • شیشه عینک
    • مزد
    • مواجب
    • پاداش
    • پوان
    • چشمی
    • کار مزد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mata " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mata
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چشم

    noun interjection

    عضو بارز حس بینایی

    Mata yang unggul, tanpa kelopak, terbakar dalam api.

    ، يک چشم بزرگ ، بدون پلک. که در ميان شعله آتشه

تصاویر با "mata"

عباراتی شبیه به "mata" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mata" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه