ترجمه "mati" به فارسی

مردن, مرده, ازبین رفته بهترین ترجمه های "mati" به فارسی هستند.

mati adjective verb
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مردن

    verb

    Sefa sangat naif dan bodoh, tetapi dia tidak patut mati.

    سيفا " ساده و احمق بوده ، اما لياقت مردن رو نداره ".

  • مرده

    adjective

    Syaitan juga berkata bahawa dia tidak akan mati.

    شیطان همچنین به حوا گفت که او نخواهد مرد.

  • ازبین رفته

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • برطرف کردن
    • تلف شدن
    • تمام شده
    • جامد
    • رام کردن
    • رفته
    • مرحوم
    • ناگهان ناپدیدشدن
    • هراس کردن
    • هلاک شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mati " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mati" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mati" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه