ترجمه "mazbah" به فارسی

جای مقدس, زیارتگاه, معبد بهترین ترجمه های "mazbah" به فارسی هستند.

mazbah
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جای مقدس

    noun
  • زیارتگاه

    noun
  • معبد

    noun

    Rumah Tuhan serta mazbah telah dimusnahkan, dan aturan imam tidak lagi berfungsi secara teratur.

    معبد یَهُوَه و مذبح آن در اورشلیم نابود شده بود و کاهنان هیچ فعالیتی به طور سازمانیافته نداشتند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mazbah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "mazbah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه