ترجمه "memanggil" به فارسی

اشاره کردن, تاسیس کردن, تشخیص دادن بهترین ترجمه های "memanggil" به فارسی هستند.

memanggil
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشاره کردن

    verb

    Tuan Jean memanggil aku dan aku terus dekat padanya.

    آقاي ژان بهم اشاره کرد و من هم نزديکتر رفتم

  • تاسیس کردن

    verb
  • تشخیص دادن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • تشکیل دادن
    • تلفن زدن
    • تلفن کردن
    • حرفه
    • دوره
    • دوره زندگی
    • شغل
    • صدا
    • قول دادن
    • مسیر
    • ملقب کردن
    • نام بردن
    • ندا
    • نعره کشیدن
    • هنرستانی
    • پیش گویی کردن
    • پیشه
    • کار
    • کاندید کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " memanggil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "memanggil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه