ترجمه "membangkitkan" به فارسی
استنباط کردن, انرژی دادن, بیدار شدن بهترین ترجمه های "membangkitkan" به فارسی هستند.
membangkitkan
-
استنباط کردن
verb -
انرژی دادن
verb -
بیدار شدن
verb9 Seperti pemuda itu, kita juga mungkin menghadapi situasi yang dapat membangkitkan nafsu yang salah.
۹ گاه ممکن است ما نیز خطر را از پیش نبینیم و تصمیمات بدی بگیریم که موجب بیدار شدن امیال نادرست شود.
-
ترجمه های کمتر
- بیدار ماندن
- بیدار کردن
- تحریک کردن
- تشویق کردن
- تعمد کردن
- تکان دهنده
- جان دادن
- دادخواهی کردن
- رم دادن
- سرزنش کردن
- عمدا انجام دادن
- پروردن
- کنکاش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " membangkitkan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن