ترجمه "membuat" به فارسی

ابلاغ کردن, اختراع کردن, اختصاص دادن بهترین ترجمه های "membuat" به فارسی هستند.

membuat
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابلاغ کردن

    verb
  • اختراع کردن

    verb

    Saya tidak mengenali orang yang mereka dan membuat mikrofon ini dan kamera-kamera yang sedang merekod apa yang saya cakap.

    من کسانی که این میکروفون و دوربینهایی که درحال ضبط صحبتهای من هستند را اختراع کرده و ساختهاند را نمیشناسم.

  • اختصاص دادن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ادامه دادن
    • اغوا کردن
    • ایجاد کردن
    • تاسیس کردن
    • تفریق کردن
    • جعل کردن
    • حاضر کردن
    • دخل کردن
    • درآمد داشتن
    • ساختن
    • سبب شدن
    • سرشتن
    • سکه زدن
    • عملی کردن
    • عکسبرداری کردن
    • قیاس کردن
    • مرتکب شدن
    • مقصر بودن
    • منتهی شدن به
    • مهیا کردن
    • نوشابه
    • واقعی کردن
    • پختن
    • چاپ زدن
    • کم کردن
    • کمک کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " membuat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "membuat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "membuat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه