ترجمه "memilih" به فارسی
اصلاح کردن, انتخاب کردن, انتخابی بهترین ترجمه های "memilih" به فارسی هستند.
memilih
-
اصلاح کردن
verb -
انتخاب کردن
verbMereka buta, dan mereka memilih untuk memandang ke arah lain.
آنها کور بودند، و انتخاب کردند دوری جویند.
-
انتخابی
adjectivePilihan di mana semua orang perlu memilih.
انتخابی که هر کسی باید برای خودش بکنه
-
ترجمه های کمتر
- برگزیدن
- به گزین
- تاسیس کردن
- ترجیح دادن
- تشکیل دادن
- کاندید کردن
- گزیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " memilih " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن