ترجمه "menari" به فارسی
رقصیدن, رقص, رقص کردن بهترین ترجمه های "menari" به فارسی هستند.
menari
-
رقصیدن
verbDan seperti yang diketahui pawang tua itu, ia amat susah untuk menari tanpa muzik.
و همانطوری که آن پزشک پیر قبیله می دانست، رقصیدن بدون موسیقی سخت است.
-
رقص
nounDia suka tengok isterinya menari pada cahaya bulan.
اون هميشه دوست داشت زير نور ماه رقص همسرش رو تماشا کنه.
-
رقص کردن
Sekarang kau akan katakan, tidak seorang pun yang pernah mengajakmu menari sebelum ini.
حالا هم ميگي هيچکس تا حالا ازت درخواست رقص نکرده.
-
پای کوبی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menari " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن