ترجمه "mencium" به فارسی

بوسیدن, لب گرفتن, ماچ کردن بهترین ترجمه های "mencium" به فارسی هستند.

mencium
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوسیدن

    verb

    Saya rindu memegang anda, mencium muka anda...

    دلم برای بغل کردنت و بوسیدن صورتت تنگ شده

  • لب گرفتن

    verb

    Tolonglah jangan bunuh saya sebab mencium adik perempuan kamu.

    خواهش میکنم به خاطر لب گرفتن از خواهرت منو نکش

  • ماچ کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • بوسه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mencium " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "mencium" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه