ترجمه "menemukan" به فارسی
اختراع کردن, برهنه کردن, بروز دادن بهترین ترجمه های "menemukan" به فارسی هستند.
menemukan
-
اختراع کردن
verbSebab dia belum menemukan teknologi sehingga empat tahun lalu.
چون که این تکنولوژی رو چهارسال پیش اختراع کرد
-
برهنه کردن
verb -
بروز دادن
verb
-
ترجمه های کمتر
- بیم داشتن از
- تاسیس کردن
- ترس داشتن از
- تنظیم کردن
- تنفر داشتن
- جفت شدن
- درست کردن
- دوباره پیدا کردن
- ساختن
- طرح ریزی کردن
- متحمل شدن
- معلوم کردن
- منزجر بودن
- مکروه داشتن
- مکروه دانستن
- ناپسند شمردن
- نفرت داشتن از
- وارد آمدن
- چاپ زدن
- کشف کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menemukan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن