ترجمه "mengalami" به فارسی
انجام دادن, ایجاد کردن, به نتیجه رساندن بهترین ترجمه های "mengalami" به فارسی هستند.
mengalami
-
انجام دادن
verb -
ایجاد کردن
verbPada tahun 1986, seorang lelaki muda bernama Chad mengalami kegagalan jantung dan telah menerima pemindahan jantung.
در سال ۱۹۸٦، یک مرد جوان بنام چد یک نارسائی قلبی ایجاد کرد و احتیاج به پیوند قلب داشت.
-
به نتیجه رساندن
verb
-
ترجمه های کمتر
- داشتن
- سبب شدن
- مال خود دانستن
- پی گیری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mengalami " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن