ترجمه "mengamati" به فارسی
دیدن, ذکر کردن, مشاهده کردن بهترین ترجمه های "mengamati" به فارسی هستند.
mengamati
-
دیدن
verb -
ذکر کردن
verb -
مشاهده کردن
verbLee mengamati, “Burung ditembak menggelupur!”
لی مشاهده کرد، 'آنچه که ضربه خورد حرکت خواهد کرد!'
-
ترجمه های کمتر
- نظاره کردن
- کشف کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mengamati " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن