ترجمه "mengamuk" به فارسی
آشفته, اتفاق افتادن, برگشتن بهترین ترجمه های "mengamuk" به فارسی هستند.
mengamuk
-
آشفته
adjectiveMereka ini dah mengamuk.
همشون آشفته شده بودن
-
اتفاق افتادن
verb -
برگشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- به انجام رسیدن
- خشمناک
- خطور کردن
- دیوانه
- رخ دادن
- شورش کردن
- شوریده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mengamuk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن