ترجمه "menghadiri" به فارسی
دیدن, رفتن, مشاهده کردن بهترین ترجمه های "menghadiri" به فارسی هستند.
menghadiri
-
دیدن
verbSelepas mempelajari Bible selama lima bulan, Onesmus memutuskan untuk menghadiri perjumpaan walaupun berisiko.
با آن که احتمال صدمه دیدن وجود داشت، اُنِسموس پس از پنج ماه یادگیری کتاب مقدّس تصمیم گرفت در جلسات حضور یابد.
-
رفتن
verbKami mengayuh sejauh ratusan batu untuk melawat ibu bapa kami serta menghadiri konvensyen.
همچنین از دوچرخه برای رفتن به کنگرهها و پیش والدینمان که کیلومترها از ما فاصله داشتند استفاده میکردیم.
-
مشاهده کردن
verb -
نظاره کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menghadiri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن