ترجمه "mengingkari" به فارسی
انکار کردن, نافرمانی کردن, نفاق داشتن بهترین ترجمه های "mengingkari" به فارسی هستند.
mengingkari
-
انکار کردن
verb -
نافرمانی کردن
verbAkhirnya, apabila Samuel sampai, dia memberitahu Saul bahawa Saul telah mengingkari Yehuwa.
بالاخره وقتی سَمُوئیل میآید، به شاؤل میگوید که نافرمانی کرده است.
-
نفاق داشتن
verb -
گول زدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mengingkari " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن