ترجمه "menonton" به فارسی

احترام گذاشتن به, بزرگ داشتن, دیدن بهترین ترجمه های "menonton" به فارسی هستند.

menonton
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • احترام گذاشتن به

    verb
  • بزرگ داشتن

    verb
  • دیدن

    verb

    Di Australia, sekitar 1,500 orang datang menonton drama itu di sebuah bandar perlombongan yang terpencil.

    در استرالیا، در یکی از شهرهای معدنی دورافتاده حدود ۱۵۰۰ نفر برای دیدن این نمایشنامه حضور یافتند.

  • ترجمه های کمتر

    • ذکر کردن
    • محترم داشتن
    • مشاهده کردن
    • نظاره کردن
    • کشف کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " menonton " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "menonton" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه