ترجمه "menumpahkan" به فارسی
ترشح کردن, ریختن بهترین ترجمه های "menumpahkan" به فارسی هستند.
menumpahkan
-
ترشح کردن
verb -
ریختن
verb54 Sekarang, Moroni, ketika dia melihat kegentaran mereka, memerintahkan askar-askarnya agar mereka hendaknya berhenti menumpahkan darah mereka.
۵۴ اینک مورونی، هنگامی که وحشت آنها را دید، به مردانش فرمان داد که از ریختن خون آنها باز ایستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menumpahkan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن