ترجمه "menyinggung" به فارسی
اشاره کردن, بدزبان, به هراس انداختن بهترین ترجمه های "menyinggung" به فارسی هستند.
menyinggung
-
اشاره کردن
verb -
بدزبان
adjective -
به هراس انداختن
verb
-
ترجمه های کمتر
- بهم فشردن
- تخلف کردن
- ترساندن
- ترسانیدن
- تماس گرفتن
- داغدار
- دلخور کردن
- رخنه کردن در
- رفو کردن
- فحاش
- مرمت کردن
- مفتضح کردن
- نقض کردن
- هول دادن
- وابسته بودن
- وحشت زده شدن
- وحشت زده کردن
- کاستن
- کینه ورزیدن
- گریز زدن به
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menyinggung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن